X
تبلیغات
بهترین من
عاشقانه های زندگی ما
عزیزم عشقم نفسم همراهم دوست همه لحظه های زندگی ام تولدت مبارک همسر خوبم 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت 14:0  توسط ز.ش  | 

امروز سومین سالگرد عقدمونه ...شور و اشتیاقم برای زندگی کردن با تو بیشتر از روزهای اول اشناییمونه  خوشحالم در کنار تو و همراه توام عزیزم 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 10:16  توسط ز.ش  | 

امشب خونه ما مهمونی بود. همه ی بچه هایی که با هم رفته بودیم همدان جمع بودیم. خانمم عجب شامی درست کرده بود. واقعاْ عالی بود. شاهو برامون ارگ زد. خانمی دستت درد نکنه واسه شب خوبی که به پیشنهاد خودت برامون ساختی.
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1391ساعت 5:10  توسط ز.ش  | 

آقایی عزیزم این چند ماه خیلی زحمت کشیدی با وجود درگیری فکریی که داشتی بازم تلاش خودتو کردی ...همین الان رفتی سر جلسه کنکور...امیدوارم خدا کمکت کنه تا همه مطالب به موقع یادت بیاد...برات دعا می کنم مزد زحمت هاتو بگیری عزیزم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 7:28  توسط ز.ش  | 

امروز دومین سالگرد عقد من و آقایی عزیزمه.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 22:51  توسط ز.ش  | 

خدایا ازت ممنونم به خاطر همه خوبی هایی که در حق من کردی.

عزیزه دلم الان که کنارم خوابیدی صدای نفسهات تو سکوت شب برام  ارامش بخشه.هیچ کسی مثل تو نمیتونه باشه ...مهربونم بهترینم عاشقانه دوستت دارم.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1390ساعت 2:29  توسط ز.ش  | 

فردا اولین سالگرد عروسیمونه...چه زود گذشت. امشب حنابندونمون بود یادش به خیر.... امروز عصر به  پارسال لباس عروسم رو از کمد در آوردم و پوشیدم.

الان دلم یه کم گرفته...این چند روز خیلی بهم ریختم . همش دلم گریه می خواد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 21:29  توسط ز.ش  | 

دیروز ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ رفتیم دی وه زناو. دو مینی بوس بودیم و خیلی بهمون خوش گذشت. رقص کردی و کتیبه و .... روز خیلی خوبی بود.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 1:23  توسط ز.ش 

امروز حسابی شرمنده ام کردی الهی فدات بشم..
+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 3:23  توسط ز.ش  | 

پارسال تو همچین شبی مراسم خواستگاری آقایی از بنده بود.آخیش یادش به خیر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 22:19  توسط ز.ش  |